◕‿◕❤دست نوشته های دختری که من باشم❤◕‿◕

دختر در کتابخانه دانشگاه مشغول کتاب خواندن بود که پسر جوانی کنارش اومد و ارام از او پرسید می تونم اینجا بشینم ،دختر با صدای بلند گفت :من امشب خونه ات نمیام همه دانشجویان که در کتابخانه بودند با تعجب به پسر نگاه کردند و پسر شرمنده شد ،و رفت گوشه ای نشست و مشغول مطالعه شد .پس از مدتی دختر وسایلش را جمع کرد وقتی داشت از کتاب خانه خارج میشد رفت و در گوش پسر گفت من روان شناسی خوندم میدونم کاری کردم خجالت زده بشی پسر بلند داد زد اوه ۲۰۰ دلار واسه یه شب زیاده ،همه دانشجوها با نفرت به دختر نگاه کردند ،پسرک چشمکی زد و گفت منم حقوق می خونم میدونم چطور بی گناه رو گناه کار کنم


ارسال شده در تاریخ : جمعه 04 مرداد 1392 :: 02:34 :: توسط : man-to-zendegi-love

شيطان می گوید:

1. کسي که اذان را بشنود و به نماز نرود پدر من است !!!

2. کسي که اسراف مي کند برادر من است !!!

3. کسي که پيش از امام به رکوع و کسي که بدون بسم الله شروع به نان خوردن مي کند اولاد من است !!!

4. کسي که اين گفتار من را به کسي مي گويد دشمن من است و کسي که نميگويد دوست من است !!!

حالا من موندم........

گفتن یا نگفتن؟.........مسئله این است!(البته اون بودن یا نبودنه.....).........

البته من گفتم........شما هم بگید.....


ارسال شده در تاریخ : جمعه 04 مرداد 1392 :: 02:32 :: توسط : man-to-zendegi-love

دختر : من توی دردسر افتادم...
پسر چی شده مگه ؟؟؟
دختر : یه موش توی خونم دیدم...
پسر : خب این که طوری نیست...تنها چیزی که نیاز داری یه تله موشه...
دختر : من تله موش ندارم...
پسر : خب یه دونه بخر...
دختر : نمیدونم از کجا باید بخرم...
پسر : خب اگه بخوای من میتونم تله موش خودمو بهت بدم...
دختر : خیلی خوبه ممنون...
پسر : خب الان تنها چیزی که لازم داری یه کم پنیره که بذاری روی تله موش...
دختر: من هیچی پنیر ندارم...
پسر : اشکال نداره.یه تیکه نون بردار روش روغن بمال و بذار روی تله موش...
دختر : من روغن ندارم...
پسر : خب همون یه تیکه نون خالی بذار روش...
دختر : من نون هم ندارم...
پسر : میتونم بپرسم اون موش تو خونه تو چه غلطی میکنه 
؟؟؟


ارسال شده در تاریخ : جمعه 04 مرداد 1392 :: 02:27 :: توسط : man-to-zendegi-love

سلام.......می خواستم همین جا از آقا امیر به خاطر نوشتن و فرستادن خاطرات زیباشون تشکر کنم و بگم دلیلی نمی بینم که خاطرات دیگران رو تو وبم نذارم مگر اینکه خاطره مشکلی داشته باشه....(دیگه خودتون می دونید...)پس لازم نیست بعد از هر خاطره بگید اگر دوست داشتی بذار تو وب......وبتون هم خیلی قشنگه........بهتون تبریک میگم.......ممنون از نظرات و خاطرات قشنگتون.....


ارسال شده در تاریخ : جمعه 04 مرداد 1392 :: 01:32 :: توسط : man-to-zendegi-love

رفتم در بقالی یه پسره گفت آقا آب معدنی داری؟
یارو گفت خنک باشه؟
گفت پ نه پ داغ بده من با نعلبکی میخورم...
و فرار کرد...
من رفتم گفتم آقا یه نوشابه بده...
گفت مشکی دیگه؟
گفتم پ...
گفت گمشو بیرون! این چیه یاد گرفتین همه رو مسخره میکنین...
گفتم : بابا میخواستم بگم پنیرهم میخوام...
کلی معذرت خواهی کرد و گفت :
حالا پنیر بسته ای؟
منم گفتم :
پ نه پ متری ...
حالا ندو کی بدو !
نمیدونی چقدر وقتی به رفقام گفتم باهم خندیدیم...


 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 04 مرداد 1392 :: 01:20 :: توسط : man-to-zendegi-love


رفتم جلسه ثبت نام ?ساعت وايسادم.
يارو اومده ميگه ميخواي ثبت نام کني؟
پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفيد رويتو سيه مويتو ببينم بروم !
#######پ نه پ خنده ار#######
مرغ و از فريزر در آوردم ميگه مي خواي غذا درست کني ؟!
پـَـَـ نَ پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه ميخوان ببرن خاکش کنن !
#######پ نه پ خنده ار#######
به يارو ميگم حاجي, بزن تو دنده من هول ميدم روشن شه.
ميگه بزنم ? ؟ پَـــ نَ پَـــ بزن ?فوتبال داره !
#######پ نه پ خنده ار#######
رفتم مرغ فروشي به فروشنده ميگم بال دارين،
ميگه بال مرغ؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپيما، چندتا کوچه پايين تر سقوط کرديم ميخوام درستش کنم !
#######پ نه پ خنده ار#######
پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونيم دوستم زنگ زده ميگه کجايي؟
ميگم بهشت زهرا ! ميگه واسه چي ؟ ميگم واسه پدر بزرگم.
ميگه اِ ؟ فوت کرده ؟ ميگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمريني اومديم مانور !
#######پ نه پ خنده ار#######
مامانم سفره پهن کرده بود ,بهش گفتم ميخواي شام بياري؟
گفت: پـَــــــــ نَ پَـــــــــ ميخوام گلاي سفره رو اب بدم !
#######پ نه پ خنده ار#######
دوستم تو خونه خوابيده بود داداشم ازراه اومده ميگه خوابه؟
ميگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرين سيور لگد بزني روشن ميشه!
#######پ نه پ خنده ار#######
سر سفره عقد ، حاج آقا: آيا بنده وکيلم ؟
عروس: پـَـ نـَـ پـَـ متهمي !
#######پ نه پ خنده ار#######
به معلممون ميگم آقا اجازه هست بريم دستشويي ؟!!! ميگه واجبه ؟!
پ ن پس مستحبه !!
#######پ نه پ خنده ار#######
همسايمون عروسي داشتن
دوستم خونمون بود هي سروصداشون ميومد.دوستم گفت عروسيه؟
پـَـ نـَـ پـَـ همسايمون سرخ پوسته مراسم خاص خودشونه !
#######پ نه پ خنده ار#######
رفيقم اومده خونمون! وضو گرفته ميخواد نماز بخونه!مي پرسه قبله کدوم طرفه؟!
ميگم:ميخواي نماز بخوني؟! ميگه: پـَـ نـَـ پـَـ ميخوام ديش ماهوارتو تنظيم کنم!
#######پ نه پ خنده ار#######
رفتم درمونگاه , منشيه ميگه : مريض شماييد؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من ميکروبم ,اومدم خودمو معرفي کنم!
#######پ نه پ خنده ار#######
رفتم رستوران يارو ميگه غذا ميل داريد قربان؟
پ نه پ اومدم ببينم اينجا حقوق خوبه؟از کارت راضي هستي يا نه !
#######پ نه پ خنده ار#######
داشتم ميرفتم باشگاه وسط راه يادم اومد يه چيزي رو يادم رفته،
برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو بازکرده با تعجب ميپرسه
قاسم تويي؟!!!نرفتي باشگاه؟
ميگم:پَــــ نَ پَــــ قاسم رسيد من ديليوريشم…
#######پ نه پ خنده ار#######
به دوستم ميگم فهميدي مريم جدا شد؟؟؟
ميگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبيده بود
کف ماهيتابه کفگير زدم جدا شد… !
#######پ نه پ خنده ار#######
با دوستم رفتيم باغ وحش،جلوي قفسِ شيروايساديم.
دوستم ميگه:شيرِ؟ ميگم:پَــــ نَپَــــ… گربه اس باباش
مرده ريش گذاشته!
#######پ نه پ خنده ار#######
بعد از چند ساعت عمل بچم به دنيااومده با کلي ذوق به بابام
نشونش مي دم.ميگه بچته؟؟؟!! ميگم پَــــ نَ پَــــ اينو الان
از اينترنت دانلود کردم نسخه آزمايشيه واسه تست تا اصلش بياد!!!
#######پ نه پ خنده ار#######
آهنگ اندي تو ماشين گذاشتم دوستم ميگه انديه ؟
پَـــ نَ پَـــ داريوشه,داره خودشو لوس ميکنه بخنديم !
#######پ نه پ خنده ار#######
تصادف شده زنگ زدم اورژانس ميگه کسي صدمه ديده
پ نه پ زنگ زدم بگم همه سالمن نگران نشو !
#######پ نه پ خنده ار#######
تو جاده بنزين تمام کرديم وايساديم کنار جاده ? ليتري تکون ميديم !
طرف اومده ميگه بنزين تمام کردين ؟
ميگيم:پـَـَـــ نه ميگيم هورا ! ما هم از اين دبـــّه ها داريم !
#######پ نه پ خنده ار#######
استاد: کي جواب اين سوالو ميدونه؟
من دستمو بردم بالا
استاد: ميخواي جواب بدي؟
من: پــــَ نه پــــَ ميخوام ببينم باد از کدوم ور مياد !
#######پ نه پ خنده ار#######
عاقد سر سفره عقد : عروس خانم وکيلم؟
پَ نه پَ دکتري ! دعوت کرديم سطح مجلس بره بالا !
#######پ نه پ خنده ار#######
ساعته از بيرون صداي قار قار مياد…داداشم ميگه صداي کلاغه ؟
ميگم پــَ نَ پـــَ قناريه متال ميخونه!
#######پ نه پ خنده ار#######
به بابام ميگم تلويزيونو بزن کانال دو … ميگه روشنش کنم ؟
پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو … من هُل ميدم روشن شه
#######پ نه پ خنده ار#######
رفتيم کوه … دارم چوب جمع ميکنم …
ميگه مي خواي با چوبا آتيش درست کني؟
پَـــ نَ پَـــ پشت درياها شهريست قايقي خواهم ساخت !
#######پ نه پ خنده ار#######
شنگول سگشو ميبره دامپزشکي منشي ميگه سگت مريضه ؟
شنگول:پ ن پ خودم هاري گرفتم سگم گف من اينجا اشنا دارم بيا بريم دکتر ببينتت !
#######پ نه پ خنده ار#######
پشت در اتاق عمل وايستادم منتظر دکترم که برم براي زايمان
پرستاره اومده نگام ميکنه ميگه زاءو شمايي؟…
ميگم پـَـ نـَـ پـَـ خواهرمه.. ترسيده منو فرستاده جاش!
#######پ نه پ خنده ار#######
تو اتوبوس از رو صندلي پا شدم جامو بدم يه پيرمرده ميگه پا شدي من بشينم؟
پـَـ نـَـ پـَـ پا شدم با ميله هاي اتوبوس استريپ تيز برقصم شما مسافرا تا مقصد حال کنين.
#######پ نه پ خنده ار#######
ساعت ? صبح کلاس داريم .منم خميازه ميکشم و دهنم يه متر باز ميشه .
استاد ميگه چيه خوابت مياد؟ پـَـ نـَـ پـَـ ميخوام بخورمت
#######پ نه پ خنده ار#######
تو ايستگاه متروي آزادي يکي ازم پرسيد اينجا آخرشه؟ منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نيم
ساعت براي ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه ميوفته
#######پ نه پ خنده ار#######
دوازده شب رسيدم دم خونه کليد نداشتم به داداشم زنگ زدم
ميگم يواش درو باز کن بقيه بيدار نشن .ميگه در خونه رو؟
پَـــ نَ پَـــ در يخچالو!!! سر شب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها !
#######پ نه پ خنده ار#######
دارن گوسفندرو قربوني ميکنن … يه آفتابه آوردن که بش آب بدن
اومده ميگه ميخوان با آفتابه بش آب بدن؟!
پَ نه پَ آفتابه آوردن ببرنش دستشويي استرسش از بين بره !
#######پ نه پ خنده ار#######
رفتيم پايگاه انتقال خون ميگه شمام اومدين خون بدين؟
پـــ نه پــ ما پشه ايم اومديم مهموني…!
#######پ نه پ خنده ار#######
تو خيابون با دوستم داشتم راه مي رفتم ، يارو موتوريه گوشيمو از دستم قاپيد
دوستم گفت گوشيتو دزديد ؟ گفتم پـَـــ نَ پـَــ برد سيستم عاملشو آپديت کنه فردا مياره !
#######پ نه پ خنده ار#######
شيشه رفته تو دستم , دارم از درد جيغ و داد مي کنم
به رفيقم ميگم در بيار, ميگه شيشه رو؟
ميگم پَــــ نَ پَــــ , اداي من و در بيار شاد شيم !
#######پ نه پ خنده ار#######
تصادف کردم، زنگ زدم ??? … پليسه اومده ميگه تصادف کردي؟!
گفتم پـــ نَ پَـــــ اينا همش نقشه بود بياي ببينمت !
#######پ نه پ خنده ار#######
يارو با ??? تا سرعت زده به يه عابر پياده ، عابره پرت شده ?? متر اونطرفتر افتاده زمين
هيچ تکونيم نميخوره.دوستم ميگه يعني مرده؟
ميگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ داره تمارض ميکنه پنالتي بگيره !
#######پ نه پ خنده ار#######
بعد از کلي کلنجار رفتن با شريکم بهش گفتم بايد از هم جدا شيم
ميگه يعني جداً ازهم جدا شيم؟
پَـــ نَ پَــــ من فقط عاشق اينم حرف قلبتو بدونم
الکي بگم جدا شيم، تو بگي که نميتونم !
#######پ نه پ خنده ار#######
يارو اومده خونه رو ببينه واسه خريد.
تا طبقه سوم با پله اومده ميگه پس اينجا کلا آسانسور نداره!!
پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولي از طبقه چهارم شروع ميشه !
#######پ نه پ خنده ار#######
دوش ديدم که ملايک در ميخانه زدند. گل ادم بسرشتند و به پيمانه زدند.
پـَـ نـَـ پـَـ کچلي را بگرفتند و سرش شانه زدند!!!
#######پ نه پ خنده ار#######
اومدم يه سوسکو تو آشپزخونه بکشم … رفيقم مي گه : مي خواي بکشيش ؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ مي خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شريکي بديم
#######پ نه پ خنده ار#######
رفتم سوپر مارکت ميگم اقا ببخشيد يه لامپ???محبت کنين.
اورده تست کرده ميگه ميبري؟
ميگم پـَـ نـَـ پـَـ همين جا ميخورم!



ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 04 مرداد 1392 :: 00:04 :: توسط : man-to-zendegi-love

سرباز قبل از اینکه به خانه برسد با پدر و مادر خود تماس گرفت و گفت: ((پدر و مادر عزیزم جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه برگردم؛ولی خواهشی از شما دارم. رفیقی دارم که می خواهم او را با خود به خانه بیاورم)) 

پدر و مادر او در پاسخ گفتند: ((ما با کمال میل مشتاقیم که او را ببینیم.))

پسر ادامه داد : ((ولی موضوعی است که باید در مورد او بدانید؛ او در جنگ بسیار آسیب دیده و در اثر برخورد با مین یک دست و یک

پای خود را از دست داده است و جایی برای رفتن ندارد و من می خواهم اجازه دهید او با ما زندگی کند.)) 

پدرش گفت: ((ما متاسفیم که این مشکل برای دوست تو به وجود آمده است. ما کمک می کنیم تا او جایی برای زندگی در شهر پیدا کند.)) 

پسر گفت: ((نه؛ من می خواهم که او در خانه ما زندگی کند)). آنها در جواب گفتند: ((نه؛ فردی با این شرایط مو جب دردسر ما خواهد بود.ما فقط مسئوول زندگی خودمان هستیم و اجازه نمی دهیم او آرامش زندگی ما را بر هم بزند. بهتر است به خانه بازگردی و او را فراموش کنی.)) 

در این هنگام پسر با ناراحتی تلفن را قطع کرد و پدر و مادر او دیگر چیزی نشنیدند. 

چند روز بعد پلیس نیویورک به خانواده پسر اطلاع داد که فرزندشان در سانحه سقوط از یک ساختمان بلند جان باخته و آنها مشکوک به خودکشی هستند. 

پدر و مادر آشفته و سراسیمه به طرف نیویورک پرواز کردند و برای شناسایی جسد پسرشان به پزشکی قانونی مراجعه کردند. 

با دیدن جسد؛ قلب پدر و مادر از حرکت ایستاد. 

پسر آنها یک دست و پا نداشت. 

حتی زمانی که تردید داریم قلب ما در یقین است........


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 03 مرداد 1392 :: 01:23 :: توسط : man-to-zendegi-love

سلاممممممممم.................خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خواستم بهتون بگم آهنگ درخواستی هم واسه دانلود میذارم.......اگر خواستید در نظراتتون درج کنید....فقط

خواهشا مجاز درخواست کنید....ممنونم.........به قول یکی از دوستام بای تا های


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 03 مرداد 1392 :: 00:55 :: توسط : man-to-zendegi-love

یه روز با پسمل عموهام و دخی عموهام و دخی عمه جمع بودیم داشتیم حرف می زدیم.......

تازه صحبتمون گل انداخته بود که.......

یهو دخی عمه جیغ زد:داداشم نیست......

گفتیم تو خونست بابا.......

دوباره یه جیغ بنفش کشید که نه تو خونه نیست(ما تو کوچه بودیم.....همون کوچه که صدسالی یه بار عبور و مرور داره......)

حالا ما گفتیم عمه نگران میشه.........هیچی دیگه......

دوتا گروه شدیم راه افتادیم تو کوچه های اطراف دنبالش بگردیم.......

یه ربع گشتیم نبود........خسته از دویدن زیاد برگشتیم خونه که به عمه خانوم خبر گم شدن پسملشو بدیم که یهو........

پسمل عمه رو تو حیاط خونه دیدیم........

با غضب به دخی عمه نگاه کردیم.........

گفت:منم الان دیدمش......

نگاهمون ادامه داشت که دوباره گفت:منم با شماها بودم........

بی خیال دخی عمه و پسمل عمه شدیم......

وقتی فک و فامیل فهمیدن قیافه ها......

من و بر و بچ که دنبال پسمل عمه گشتیم..........:ا

فک و فامیل.........:)))))))))))))))

دخی عمه..........:)))))))))))

پسمل عمه............:)))))))))))))

یعنی من هنوزم به الکی بودن حرف دخی عمه مشکوکم........

فک و فامیله داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 03 مرداد 1392 :: 00:44 :: توسط : man-to-zendegi-love

به نظرشما نام رييس جمهور مصر بعد از"مبارک" و "مرسي" چى ميتونه باشه ؟

 

1.خواهش ميکنم

2.دمت گرم

3.خسته نباشي

4.متشکرم

5.دست شما درد نکنه!!!!!!!


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 02 مرداد 1392 :: 22:25 :: توسط : man-to-zendegi-love
درباره وبلاگ
بار خدایا… از کوی تو بیرون نرود پای خیالم.. نکند فرق به حالم.. چه برانی چه بخوانی، چه به اوجم برسانی، چه به خاکم بکشانی.. نه من آنم که برنجم، نه تو آنی که برانی
نويسندگان
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران