◕‿◕❤دست نوشته های دختری که من باشم❤◕‿◕

 

دانلود رمان آپارتمان صد متری جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

 

دانلود رمان آپارتمان صد متری جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان آپارتمان صد متری – negahdl.com

دانلود رمان آپارتمان صد متری جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته چیکسای کاربر انجمن نگاه دانلود

نویسنده رمان های

 

 خلاصه:
دکتر همایون فرتاش، دکترای روانشناسی بالینی ، بعد بازگشت از کانادا به ایران، دچار مشکل مالی میشود.
به پیشنهاد یکی از دوستانش، درمان مهرناز نیایش تک دختر جناب سرهنگ نیایش را که به دلیل سوءقصد در کودکی دچار حملات اضطرابی، پرخاشگری، ترس و تنفر از جنس مخالف شده است، در ازای یک واحد آپارتمان صد متری قبول میکند…پایان خوش

 

قسمتی از داستان

کلافه تر از اون بودم که بتونم خودمو با حموم کردن٬ دراز کشیدن٬ نگاه کردن به تلویزیون یا دیدن فیلم از لپ تاپم آروم کنم.
یه هفته بود که خواب و خوراک نداشتم و فکر کردن ذله ام کرده بود. هرچی انرژی تو بدنم داشتم، صرف قدم زدنای متفکرانه آخر شب تو کوچه پس کوچه های شهر شده بود.
آنقدر تو این دوساعت به موهام چنگ انداخته و انگشتامو لای موها رد کرده بودم که مسیر انگشتا، از چرب شدن موها به دلیل تحریک غدد مترشحه چربی پوست سرم، به وضوح دیده میشد. دیگه حالم از خودم و قیافه م بهم میخورد.
تو آینه به خودم نگاه کردم.
موها چرب، پای چشمام گود افتاده، قیافه از جنگ برگشته!
با خودم گفتم: دیوونه! الان که بیرون بری که تو رو با شک به اعتیاد جلب میکنند. این چه قیافه ایه واسه خودت درست کردی؟!
دچار یک زندگی سگی شده بودم که هر کار میکردم مشکلاتم مهار نمیشد.
یکی پس از دیگری.
پشت سر هم.
بدون هیچ مجالی واسه پیدا کردن یه راه حل درست و حسابی.
موهامو چنگ زدم و داد زدم: خدااا…! باز این چی بود که جلوم سبز کردی؟ مگه منو نمیشناختی که تو تصمیم گیری این جورموارد مستاصل میشم؟

 

 



ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 27 خرداد 1393 :: 22:52 :: توسط : man-to-zendegi-love

دانلود رمان ملودی سکوت جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان ملودی سکوت جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان ملودی سکوت -
negahdl.com

دانلود رمان ملودی سکوت جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته lady-mona  (مونا.س) کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه

دختری پر از تلخی،پر از تنهایی،پر از لجبازی،پر از بدشانسی..
پسری با گذشته ای خط خطی،ذهنی مشغول،عقاید وتعصبی خاص.
.
واما زندگی پر از پیچ وخم..
اتفاقاتی عجیب ، تلخ وگاهی شیرین، غیر قابل پیش بینی
ملودی وبهنامی که مجبورن همدیگه رو تحمل کنن…
پر از دعوا ، پر از بحث، پر از لبخند،پر از اشک
ولی اینبار زندگی جور دیگه ای رقم میخوره
شاید بالعکس..
بد شانسی،بد شانسی،بد شانسی،بدشانسی
و خدایی که در این نزدیکیست..
++
ژانر: عاشقـانه، جنجـآلی ، نـآارام

 

قسمتی از داستان:

_باش ،باش،غلط کردم .دیگه نمیرم .ولم کن دیگـه
_ببند دهنتو شدی شبیه دخترای خیابونی!!
_بهنام من که گفتم دیگه نمیرم .ول کن دستمو غلط کردم.فردا مدرسه دارم..باید درس بخونم.دوباره شروع نکن جون مادرت
_مدرسه بخوره تو فرق سرت .دیگه نمیخواد بری مدرسه
_بهنام ولم کن ..درس دارم
_همش تقصیر اون دوست نفهم تر از خودته .اخه ملودی یه نگاه به خودت بنداز تورو چه پارتی؟!
_باش تو راست میگی فقط ولم کن .توروخدا دوباره منو ننداز تو اتاق به خدا سرده..
_خفه شو .بار اولت نیست
_خب چرا زور میگی ! مگه پارتی چـشه ؟ یه جشنه که فقط چند تا از رفقا دور هم جمع میشن..
ابروهاش از خشم خمیده شده بود.لبخند زدمو ابروهامو انداختم بالا وصورتمو شبیه موش کردم وگفتم:
_قبول دیه؟
بـه چشـمهایش خیره شدم….. یک دفعه حالت صورتش تغییر کردو دستمو محکم تر از قبل دربین دست های نیرومندش فشردوگفت:
_نخیر .تو اینجوری ادم نمیشی..
_عهعهعه ،بابا اذیت نکن دیگه .
_هیس
با قدرت به سمت اتاق هلم داد و درو بست…
با حرص دندون هامو روی هم ساییدم…لعنت به تو سارا…من گفتم بهنام گیر میده…



ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 27 خرداد 1393 :: 22:50 :: توسط : man-to-zendegi-love

 

دانلود رمان زخم دلم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان زخم دلم – negahdl.com

درخواستی

 

دانلود رمان زخم دلم برای جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

نوشته hasti_71 کاربرنودهشتیا

قسمتی از داستان

رو به قبله ایستاد و قامت بست ..
بسم الله الرحمن الرحیم ..
صدای نحس بهزاد در گوشش پیچید : “بوسیدنش پر از حس ارامش بود ”
صدای بلندش بغض داشت : الله اکبر ..
“با یه بچه تحویلت میدم ”
بی طاقت و پریشان
روی مهر سجده زد ، قطره ی اشک روی صورت ش نقش بست “زیر دست و پام تقلا می کرد ”
غلیظ زمزمه کرد : لعنت بر شیطان و غلیظ تر ادامه داد : لعنت به بهزاد ..
دل ِ بی قرارش ، بی قرار تر شد : اگه بهزاد راست گفته باشه ..
دستش به موهایش چنگ خورد و نالید : وای ..نازگل م طاقت نمیاره ..دیوونه میشم
سرش را بالا گرفت ، چه بغض ی در گلویش نشسته بود ..این بغض مردانه وادار به هق هق ش می کرد ، این بغض درد داشت و دردش پیر کرده بود پسر ۲۵ ساله ای را ..نالید :
- خدایا من به تو سپردمش .. ، گفتم به جای من مواظب ش باش..خدایا من نازگل مو به تو دادم و از خودت م می خوامش !
چهره ی بغض کرده نازگل مقابل چشمانش نقش بست .. وی اگر بلایی سر نازگل امده باشد .. وای
دیوانه وار فریاد زد : خدا ..
و انعکاس صدایش دل اسمان را لرزاند ..پایان خوش..قشنگه

خلاصه : امیر عباس و نازگل به هم دل می بندند .. اما

 

امیر عباس : یه مرد ِ مغرور ُ غد نیست .. امیر عباس فقط یه پسر ۲۵ ساله ست که نیمه ِ گمشده و شریک زندگیش رو پیدا می کنه و ساده بهش دل می بنده اما ساده دل نمی کنه !

نازگل : نازگل هم یه دختر پولدار نیست .. نازگل فقط یه دختر ِ ۲۰ ساله ی ساده و دوست داشتنیه !

بهزاد : بهزاد سی سالشه و …

 

لینک جدید برای دانلود گذاشته شد.....

 



ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 27 خرداد 1393 :: 22:46 :: توسط : man-to-zendegi-love

بوی خوشششششششششششششششششششششششششششش نسیم تابستونی به مشام میرسه(یکی نیست بگه تو تابستون نسیم کجا بوده آخه؟؟؟؟؟!!!!!!)

امتحانات به پایان رسیدهههههههههههههههههههههههه.......

یه مدت گیر استرس امتحانا بودم حالا گیر استرس کارنامه و نمره های درخشانمم.........

برام دعا کنید شهریوری نشم که خودمو دار میزنم ..............

از بس من تنبلی کردم تو این امتحانا حالا هم حقمه ولی خدایی تک حقم نیست.........

جا شما که نه ولی جا دشمنتون خالی واسه امتحان زبان من هیچی نخونده بودم.......

یعنی اگه یه خر میرفت جا من امتحان میداد صددرصد 20 زده بود تو گوشش..........

بله.......من یه همچین نابغه ایم...........

ترم یک از نمره اقتصادم میترسیدم ولی حالا خیالم از اقتصاد راحته.........معلمم گفت 20 شدم.........

یعنی وقتی گفتا کف کردم اساسی........دهنم اندازه دهن کروکدیل باز شده بود.................

دوستامم یکسره فحشم دادن که کوفتت بشه و از این حرفا.........

بقیه امتحانامم که 20 نمیشم ولی کم هم نمیشم شاید 20 هم شدم چون اقتصاد 1درصد هم احتمال نمیدادم 20 بشم.........

حالا بی خی خی درس......تابستونو عشقه........

دارم میرم مشهد.........برای همتون دعا میکنم.........شما هم برام دعا کنید لطفا........میسی........بای بای دوستای گلمممممممممممممممممممممم.....


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 20 خرداد 1393 :: 14:40 :: توسط : man-to-zendegi-love

عنوان کتاب:دختر سرکش

نویسنده:cool girl + yalda.angel + doni.m

تعداد صفحات پی دی اف:۱۷۳

تعداد صفحات جاوا:۸۹۷

منبع:سایت نودهشتیا

 

قسمتی از متن کتاب:

ته کلاس نشسته بودم و داشتم ادامسو با ولع تمام میجویدم و در همون حال هم نقاشی نیم رخ معلم فسفه رو که حسابی هم دماغش تو افساید بودو میکشیدم که دستی روی شونه ام قرار گرفت بغل دستیم شهره لبخند کجکی زد و سر تاسفی تکون داد سرمو برگردوندم عقب و با معلم تاریخ چشم تو چشم شدم چشماش سرخ سرخ بود :
-خوب خانم ارمان یکبار خلاصه این قسمت درسو واسه دوستات بگو ببینم
سیخ سر جام نشستم و با مظلومیت تمام گفتم:
-من این قسمتو متوجه نشدم
-منم جای تو یه لنگه دمایی مینداختم تو دهنمو یه بند در حال تمسخر دیگران بودم درسو متوجه نمیشدم
سرمو اییین انداختم و ریز ریز خندیدم :
-آدامستو در بیار خانم ارمان
آدامسو با بزاق دهنم قورت دادم و گفتم :
-به جون شما ادامس نیس جلد کتابم بود خانم مرادی

 



ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 20 خرداد 1393 :: 14:10 :: توسط : man-to-zendegi-love

) مدرسه رفتن بی فایده است چون اگه باهوش باشی معلم وقت تو رو تلف میکنه، اگه خنگ باشی تو وقت معلمو.

۲) دنبال پول دویدن بی فایده است، چون اگه بهش نرسی از بقیه بدت میاد اگه بهش برسی بقیه از تو.

۳) عاشق شدن بی فایده است، چون یا تو دل اونو میشکنی یا اون دل تورو یا دنیا دل هردوتونو.

 

۴) ازدواج کردن بی فایده است، چون قبل از ۳۰ سالگی زوده بعد از ۳۰ سالگی دیر.

۵) بچه دار شدن بی فایده است، چون یا خوب از آب در میاد که از دست بقیه به عذابه یا بد از آب در میاد که بقیه از دستش به عذابن.

۶) پیک نیک رفتن بی فایده است، چون یا بد میگذره که از همون اول حرص میخوری یا خوش میگذره که موقع برگشتن غصه میخوری.

۷) رفاقت با دیگران بی فایده است، چون یا از تو بهترن که نمیخوان دنبالشون باشی یا ازشون بهتری که نمیخوای دنبالت باشن.

۸) دنبال شهرت رفتن بیفایده است، چون تا مشهور نشدی باید زیر پای بقیه رو خالی کنی ولی وقتی شدی بقیه زیر پای تو رو خالی میکنن.

۹) انقلاب کردن بی فایده است، چون یا شکست میخوری و دشمن اعدامت میکنه یا پیروز میشی و برای حفظ قدرت مجبوری دوستانت را اعدام کنی.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 17 خرداد 1393 :: 20:43 :: توسط : man-to-zendegi-love

تبلیغ جدید شرکت سایپا برای پراید:حادثه و هیجان را با ما تجربه کنید.....شاد بروید .....شادروان برگردید...

مدیرعامل شرکت سایپا اعلام کرد:به حول و قوه الهی با صادرات پراید به عراق،انتقام خون شهدا را خواهیم گرفت!!!!!!!!!


ارسال شده در تاریخ : شنبه 27 اردیبهشت 1393 :: 15:54 :: توسط : man-to-zendegi-love

دوستای عزیز من یه داستان کوتاه و زیباو

بسیاررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر آموزنده در

ادامه مطلب گذاشتم.........برین بخونین کیف کنین......



ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 :: 20:42 :: توسط : man-to-zendegi-love

شما این سریال سرزمین آهن رو میبینین؟؟؟؟؟؟؟؟

آقا صدا و سیما فکر کنم یادش رفته بشینه این فیلمه رو س*ا*ن*س*و*ر کنه.........من دیگه میترسم بشینم این فیلمه رو ببینم نکنه خدایی

نکرد زبون شیطون لال بشه انشاالله ، با صحنه ی زشتی روبه

رو بشم....ولی اگرم یادشون نرفته و عشقی س*ا*ن*س*و*ر نکردن باید از اعماق وجودمون بگیم:..........روحانی

مچکریم.................!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بله..........ما آدمهای بسی قدرشناسی هستیم:-))))))))))))))))))))))))))))


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 :: 20:31 :: توسط : man-to-zendegi-love


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 :: 23:59 :: توسط : man-to-zendegi-love
درباره وبلاگ
بار خدایا… از کوی تو بیرون نرود پای خیالم.. نکند فرق به حالم.. چه برانی چه بخوانی، چه به اوجم برسانی، چه به خاکم بکشانی.. نه من آنم که برنجم، نه تو آنی که برانی
نويسندگان
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران