دانلود رمان ملودی سکوت -
negahdl.com
نوشته lady-mona (مونا.س) کاربر انجمن نودهشتیا
خلاصه
دختری پر از تلخی،پر از تنهایی،پر از لجبازی،پر از بدشانسی..
پسری با گذشته ای خط خطی،ذهنی مشغول،عقاید وتعصبی خاص..
واما زندگی پر از پیچ وخم..
اتفاقاتی عجیب ، تلخ وگاهی شیرین، غیر قابل پیش بینی
ملودی وبهنامی که مجبورن همدیگه رو تحمل کنن…
پر از دعوا ، پر از بحث، پر از لبخند،پر از اشک
ولی اینبار زندگی جور دیگه ای رقم میخورهشاید بالعکس..
بد شانسی،بد شانسی،بد شانسی،بدشانسی
و خدایی که در این نزدیکیست..
++
ژانر: عاشقـانه، جنجـآلی ، نـآارام
قسمتی از داستان:
_باش ،باش،غلط کردم .دیگه نمیرم .ولم کن دیگـه
_ببند دهنتو شدی شبیه دخترای خیابونی!!
_بهنام من که گفتم دیگه نمیرم .ول کن دستمو غلط کردم.فردا مدرسه دارم..باید درس بخونم.دوباره شروع نکن جون مادرت
_مدرسه بخوره تو فرق سرت .دیگه نمیخواد بری مدرسه
_بهنام ولم کن ..درس دارم
_همش تقصیر اون دوست نفهم تر از خودته .اخه ملودی یه نگاه به خودت بنداز تورو چه پارتی؟!
_باش تو راست میگی فقط ولم کن .توروخدا دوباره منو ننداز تو اتاق به خدا سرده..
_خفه شو .بار اولت نیست
_خب چرا زور میگی ! مگه پارتی چـشه ؟ یه جشنه که فقط چند تا از رفقا دور هم جمع میشن..
ابروهاش از خشم خمیده شده بود.لبخند زدمو ابروهامو انداختم بالا وصورتمو شبیه موش کردم وگفتم:
_قبول دیه؟
بـه چشـمهایش خیره شدم….. یک دفعه حالت صورتش تغییر کردو دستمو محکم تر از قبل دربین دست های نیرومندش فشردوگفت:
_نخیر .تو اینجوری ادم نمیشی..
_عهعهعه ،بابا اذیت نکن دیگه .
_هیس
با قدرت به سمت اتاق هلم داد و درو بست…
با حرص دندون هامو روی هم ساییدم…لعنت به تو سارا…من گفتم بهنام گیر میده…
قسمت دانلود
تعداد صفحات کتاب : ۱۰۳۱صفحه پرنیان،۴۱۰صفحه پی دی اف
منبع تایپ رمان : http://www.forum.98ia.com/t1124644.html