◕‿◕❤دست نوشته های دختری که من باشم❤◕‿◕

بخشی از رمان:

بابا مشغول عوض کردن کانال هابود که کنارش نشستم و گفتم:بابا

بابا با اخم گفت:گفتم که نه!

عصبانیتم و به روم نیاوردم و بالبخند مصنوعی گفتم:باباجان،ما 4نفریم..هرکدوم از اون یکی بالغ تر و عاقل تر..اخه شما چرا دارید اینجوری میکنید...


لینک موبایل

 

http://s2.picofile.com/file/7903832254/farar_nakon.jar.html

لینک کامپیوتر

http://s1.picofile.com/file/7903835799/farar_nakon.pdf.html

لینک تبلت/آیفون/آیپد

http://s4.picofile.com/file/7903830321/farar_nakon.epub.html


 


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 06 شهریور 1392 :: 22:48 :: توسط : man-to-zendegi-love

درباره وبلاگ
بار خدایا… از کوی تو بیرون نرود پای خیالم.. نکند فرق به حالم.. چه برانی چه بخوانی، چه به اوجم برسانی، چه به خاکم بکشانی.. نه من آنم که برنجم، نه تو آنی که برانی
نويسندگان
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران