◕‿◕❤دست نوشته های دختری که من باشم❤◕‿◕

عید بود فک و فامیل خراب شده بودن خونه ما........با دخی عموها و پسمل عموها و دخی عمه تو اتاق من جمع شده بودیم آهنگ می گوشیدیم.....دخی عموم عشق رپه.....پاشد آهنگ یه چیزی بگو تتلو رو گذاشتو با حرکات عجیب و غریب و خاص خودش برامون اجرا کرد.....آهنگ که تموم شد یه نگاه به ما کرد و گفت:خوب بود؟می دونم خوب بود.....می خوام برم آکادمی گوگوش شرکت کنم.....(اعتماد به نفسش تو حلقم)

حالت ما موقع اجرا آهنگ.........:O

حالت ما بعد از اجرا آهنگ و حرف دخی عمو.........:ا

دخی عمو........:)))))))))))(در حال ذوق مرگ شدن)

خدایا هرکس یه تختش کمه رو گذاشتی تو فامیل ما......

فک و فامیله داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 



ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 02 مرداد 1392 :: 01:21 :: توسط : man-to-zendegi-love

درباره وبلاگ
بار خدایا… از کوی تو بیرون نرود پای خیالم.. نکند فرق به حالم.. چه برانی چه بخوانی، چه به اوجم برسانی، چه به خاکم بکشانی.. نه من آنم که برنجم، نه تو آنی که برانی
نويسندگان
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران